ولادت امام رضا علیه السلام

ولادت امام رضا (11 ذي قعده)

السلام عليک يا اباالحسن! يا علي بن موسي! ايها الرضا! يابن رسول الله! يابن اميرالمؤمنين! يا حجة الله علي خلقه! يا سيدنا و مولانا، انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الي الله و قدمناک بين يدي حاجاتنا، يا وجيها عندالله اشفع لنا عندالله.

 

ليله‏ي ميلاد مسعود ولي حق رضاست‏

پاره‏ي جسم نبي چشم و چراغ مرتضاست‏

عالم آل محمد، زاده‏ي پاک بتول 

رهبر ملک قدر فرماندهي جيش قضاست‏

نجمه زاده آفتابي را به هنگام سحر

کافتاب بامدادان ذره‏ي او را گداست‏

کنت نور الله شنيدي؟ اين فروغ سرمدي است‏

نحن وجه الله خواندي؟ اين جمال کبرياست‏

از کجا جوئي دوا؟ خاکش بود داروي درد

وز که مي‏خواهي شفا؟ درگاه او دار الشفاست‏

طوف قبرش کن که در محشر مقام زائرش 

فوق زوار حسين بن علي در کربلاست‏

بشنو از موساي کاظم اين روايت را که گفت 

 

زائر قبر رضا در عرش زوار خداست [نخل ميثم، ديوان حاج غلامرضا سازگار (ميثم)، ص 317] . 

 

>تاريخ ولادت

>مادر امام رضا طاهره است‏

>امام رضا هنگام تولد

>امام رضا در آغوش پدر

>امام رضا عالم آل محمد است‏

>سخاوت امام رضا

>اخلاق امام رضا

 

تاريخ ولادت

تاريخ ولادت

در تاريخ ولادت امام هشتم، حضرت رضا عليه‏السلام اختلاف بسيار است و اقوال گوناگوني نقل شده است. ولي مشهور آنها اين است که آن حضرت، پنجشنبه، يازدهم ذي قعده‏ي سال 148، در مدينه‏ي منوره چشم به جهان گشود و با نور خود اين جهان را منور گردانيد.

نام: علي عليه‏السلام 

کنيه: ابوالحسن 

لقب: رضا، سراج الله، نور الهدي، قرة عين المؤمنين، غيظ الملحدين، صابر، فاضل، وفي، صديق و زکي.

نام پدر: موسي بن جعفر عليه‏السلام 

نام مادر: نجمه، اروي، تکتم، سکن، سمانه و هنگامي که حضرت رضا عليه‏السلام از او متولد شد، او را طاهره ناميدند. از القاب ايشان، صقر، شقراء و خيزران مي‏باشد و کنيه ام‏کلثوم و ام‏البنين است.

مرحوم شيخ صدوق قدس سره در کتاب «عيون اخبار الرضا» نقل کرده است: علي بن ميثم [1]  مي‏گويد: حميده مادر امام موسي بن جعفر عليه‏السلام که از اشراف و بزرگان عجم بود، کنيزي خريد و اسم آن را «تکتم» گذاشت. آن کنيز از لحاظ عقل، دين و حيا از بهترين زنان بود و به بانوي خود، حميده خاتون بسيار ارزش قائل مي‏شد و به او احترام مي‏گذاشت. از آن روزي که او را خريده بود، به دليل عظمت و جلالت او، در کنارش نمي‏نشست. روزي حميده خاتون به پسرش، موسي بن جعفر عليه‏السلام، گفت: 

«يا بني! ان تکتم جارية ما رأيت قط افضل منها» پسرم! تکتم کنيزي است که من از او بهتر نديده‏ام و شک ندارم به اين که خداوند متعال به زودي نسل او را ظاهر خواهد کرد، او را به تو مي‏بخشم و سفارش مي‏کنم که حرمت او را رعايت نماييد. 

راوي مي‏گويد: حضرت رضا عليه‏السلام بسيار شير مي‏خورد. روزي مادرش «تکتم» 

گفت: زن شير مي‏دهي باشد به من کمک کند، گفتند: مگر شير تو کم است؟

گفت: نمي‏توانم دروغ بگويم، به خدا سوگند! که شير من کم نيست، ولي از روزي که اين فرزند متولد شده است، به خاطر شير دادن زياد، نمازهاي مستحبي و تسبيحات من کم شده است. [2] .

پی نوشته ها :

[1] مرحوم آية الله العظمي خوئي قدس سره آورده است: شيخ صدوق از عون بن محمد کندي روايت کرده است که: من هرگز کسي از ابوالحسن، علي بن ميثم، عارف‏تر به کارهاي ائمه عليهم‏السلام، اخبار و ازدواج آنان نديده‏ام. (معجم رجال الحديث، ج 13، ص 219.).

[2] عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 12.

مادر امام رضا طاهره است‏

 مادر امام رضا طاهره است‏

حميده گويد: احمد بن علي انصاري گويد: علي بن ميثم از پدرش نقل مي‏کرد: هنگامي که، نجمه، مادر امام رضا عليه‏السلام را خريدم، رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديدم که فرمود: اي حميده! نجمه ستاره‏اي است براي فرزندت موسي عليه‏السلام و به زودي فرزندت موسي، صاحب فرزندي خواهد شد که بهترين اهل زمين خواهد بود.

سپس حميده، نجمه را به فرزندش موسي بن جعفر عليه‏السلام بخشيد. هنگامي که امام رضا عليه‏السلام از او متولد شد، حضرت موسي بن جعفر عليه‏السلام (با اين که نجمه اسم‏هاي زيادي داشت) او را طاهره ناميد. [عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 14.] .

امام رضا هنگام تولد

امام رضا هنگام تولد

احمد بن علي انصاري، از علي بن ميثم نقل مي‏کند: از مادرم شنيدم که مي‏گفت:

از نجمه مادر امام رضا عليه‏السلام شنيدم که فرمود: هنگامي که به فرزندم علي بن موسي الرضا عليه‏السلام حامله بودم سنگيني حمل را احساس نمي‏کردم و در خواب از شکم خود صداي تسبيح، تهليل و تمجيد خداي متعال را مي‏شنيدم و خوف مي‏کردم و مي‏ترسيدم. هنگامي که از خواب بيدار مي‏شدم، ديگر صدايي نمي‏شنيدم.

وقتي فرزندم متولد شد دستهاي خود را بر زمين گذاشت و در حالي که لب‏هايش حرکت مي‏کرد، سر خود را به سوي آسمان بلند نمود، گويا که سخن مي‏گويد.

پدرش موسي بن جعفر عليه‏السلام آمد و به من فرمود: «هنيئا لک يا نجمة!» اي نجمه! بر تو کرامت پروردگارت گوارا باد.

تازه مولود را به پارچه سفيدي پيچيده و به حضرت دادم. حضرت به گوش راستش اذان و به گوش چپش اقامه خواند و با آب شيرين کامش را برداشت، سپس به من داد و فرمود: اين را بگير که بقيه و حجت خداي متعال در زمين است. [همان مدرک، ص 17.] . 

امام رضا عالم آل محمد است‏

امام رضا عالم آل محمد است‏

اباصلت مي‏گويد: محمد بن اسحاق بن جعفر برايم نقل کرده که پدرش اسحاق گفته است: پدرم موسي بن جعفر به فرزندان خود مي‏فرمود: اين برادرتان، علي بن موسي الرضا، عالم آل محمد صلي الله عليه و آله است.

مسائل ديني خود را از او بپرسيد و آنچه که به شما مي‏گويد، حفظ کنيد و به خاطر بسپاريد؛ زيرا من بارها از پدرم جعفر صادق عليه‏السلام شنيدم که به من مي‏فرمود: عالم آل محمد صلي الله عليه و آله در صلب تو است. اي کاش او را درک مي‏کردم و او با اميرمؤمنان علي عليه‏السلام همنام است. [1] . 

باز اباصلت هروي گويد: 

من کسي را داناتر از علي بن موسي الرضا عليه‏السلام نديده‏ام و هيچ دانشمندي را نديدم مگر اين که بر دانش و فضل و برتري او همانند من اعتراف داشت.

مأمون در مجلس خود، علماي اديان و فقهاي شريعت و متکلمان را با او جمع مي‏کرد و سرانجام ايشان، بر همه آنها غلبه مي‏کرد، به طوري که کسي نمي‏ماند مگر اين که به برتري او و عجز و ناتواني خود اعتراف مي‏کرد. من از آن بزرگوار شنيدم که فرمود: در ميان حرم و مسجد پيامبر خدا صلي الله عليه و آله مي‏نشستم و دانشمندان زيادي هم در مدينه بودند. وقتي که يکي از آنان از پاسخ دادن سؤال سايل باز مي‏ماند، همگي به من اشاره مي‏کردند و آنان نيز مسائل خود را پيش من مي‏فرستادند و من پاسخ مي‏دادم. [2] .

پی نوشته ها :

[1] کشف الغمة، ج 2، ص 317.

[2] همان مدرک، ص 316.

امام رضا در آغوش پدر

امام رضا در آغوش پدر

شيخ صدوق رحمهم الله در کتاب «عيون اخبار الرضا» نقل کرده که مفضل بن عمر مي‏گويد: خدمت حضرت موسي بن جعفر عليه‏السلام رفتم، ديدم که فرزندش امام رضا عليه‏السلام در دامن او نشسته است و حضرت موسي بن جعفر عليه‏السلام «يقبله و يمص لسانه و يضعه علي عاتقه و يضمه اليه» او را مي‏بوسيد و زبان او را مي‏مکيد و او را بر دوش خود مي گذارد و بر سينه‏اش مي‏چسباند و مي‏گفت «بابي انت و امي، ما اطيب ريحک و اطهر خلقک و ابين فضلک» پدر و مادرم فداي تو! چقدر خوش بويي و چقدر آفرينش تو پاکيزه است و چه قدر برتري تو، آشکار و روشن است.

عرض کردم: فدايت شوم آقا! دل من به اين فرزندت به قدري مايل شده و محبتش به اندازه‏اي در قلب من جاي گرفته، مانند دوستي و علاقه‏اي که به حضرتت دارم.

حضرت فرمود: اي مفضل! «هو مني بمنزلتي من ابي» پسرم رضا عليه‏السلام نسبت به من مانند من نسبت به پدرم است. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: «ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم» [1] .

عرض کردم: آيا حجة الله بعد از تو اين فرزند است؟ فرمود: بلي، «من اطاعه رشد و من عصاه کفر» هر کس از او اطاعت کند، از اهل رشد و صلاح خواهد بود و هر کس نافرمان شود و از او اطاعت نکند، کافر است. [2] .

پی نوشته ها :

[1] سوره آل عمران، آيه‏ي 34.

[2] عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 26.

سخاوت امام رضا

سخاوت امام رضا

 

مرحوم شيخ مفيد قدس سره در کتاب «ارشاد» با سند از غفاري نقل مي‏کند که او گفته است: به شخصي از خاندان ابورافع (که از ياران و دوستان پيامبر صلي الله عليه و آله بود) بدهکار بودم و اصرار داشت که خيلي فوري بايد بدهي او را بپردازم. با اين حال به مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله رفته و نماز صبح را خواندم. به ناچار به سوي حضرت امام رضا عليه‏السلام که در عريض [1]  بود، رفتم. وقتي نزديک شدم، ديدم که حضرت پيراهن و عبايي به تن کرده و سوار بر الاغ مي‏آيد.

 

شرم و حيا مانع از گفتن درخواستم شد. پس ايستادم تا اينکه حضرت هم آمد و در کنار من ايستاد و به من نگاه کرد. سلام عرض کردم و ماه رمضان بود، عرض کردم: فدايت شوم آقا! فلان شخص که از دوستان شما است، از من طلب دارد و به خدا سوگند مرا رسوا کرده است.

 

غفاري مي‏گويد: من فکر کردم که حضرت به او امر خواهد کرد که ديگر مرا رسوا نکند، مهلت بدهد تا بيش از اين ابروي من در ميان مردم نرود و به حضرت عرض نکردم که طلب او چه قدر است و غير از آن که فکر مي‏کردم، نيت ديگري نداشتم.

 

حضرت فرمود: همين جا بنشين تا برگردم.

 

آنجا توقف کردم. وقت نماز مغرب شد و نماز را در آنجا خواندم، چون روزه بودم از زياد ماندن و ضعف روزه بي‏تاب شده بودم. خواستم بروم که ديدم حضرت با عده‏اي از فقرا که اطراف او را گرفته و از او سؤال مي‏کردند، آمدند. حضرت در حد احتياج هر کس هديه‏اي مي‏داد و از کنا من گذشت و به خانه خود تشريف برد. پس از مدتي کوتاه بيرون آمده و مرا به خانه دعوت کرد. با حضرت وارد منزل شديم و نشستيم. براي حضرت از احوال پسر مسيب نقل مي‏کردم. عرايضم تمام شد، فرمود: مثل اينکه هنوز افطار نکرده‏اي؟ 

 

عرض کردم: نه،حضرت دستور داد تا غذا حاضر کردند. سپس به غلام خود فرمود: با من در افطار کردن شرکت باشد.

 

حضرت پس از افطار فرمود: فرش را بالا بزن و هر مقدار پولي که در زير آن مي‏بيني، بردار. چون آن محل را بالا زدم. چند ديناري ديدم. آنها را برداشته و در آستينم گذاشتم، شب بود حضرت به چهار نفر از غلامانش دستور داد تا مرا به منزل برسانند.

 

عرض کردم: فدايت شوم! شبگردان پسر مسيب در شهر مشغول گشت و حفاظت هستند نمي‏خواهم آنها از بودن غلامان شما همراه من بفهمند که من در خدمت حضور مبارک بوده‏ام. حضرت تصديق فرمود و در حق من دعا کرد و دستور داد: هر کجا مايل است، وي را همراهي کنيد و از هر کجا دستور داد، باز گرديد.

 

غلامان حضرت، حسب الامر همراه من آمدند تا اينکه نزديک منزلم رسيدم و چون ديگر خوف و ترسي نداشتم، آنان را مرخص کردم و وارد منزل خود شدم. چراغ خواستم تا دينارها را بشمارم. چهل و هشت دينار بود با آن که بدهي من بيش از بيست و هشت دينار نبود.

 

در ميان دينارها، دينار درخشنده‏اي به چشمم خورد که از صافي و روشني آن به شگفت آمدم. آن را برداشته و نزديک چراغ آوردم. نوشته‏ي بسيار آشکار بر آن ظاهر بود: فلاني از تو بيست و هشت دينار طلبکار بود. اينک طلب او را بپرداز و ما بقي که بيست دينار است متعلق به تو است هر گونه که خواستي، استفاده کن.

 

سوگند به خدا! من مقدار بدهي خود را به حضرت نگفته بودم که چقدر است. [2] .

 

پی نوشته ها :

 

[1] مزرعه‏اي نزديک مدينه.

 

[2] ترجمه ارشاد، ص 597.

 

اخلاق امام رضا

اخلاق امام رضا

 

از روايات چنين استنباط مي‏شود که حضرت هيچ وقت در ميان سخن کسي سخن نمي‏گفت. هرگز حاجت و نياز کسي را رد نمي‏کرد. با صدا و قهقهه نمي‏خنديد. شبها را عبادت کرده و زنده مي‏داشت. اکثر روزها را روزه مي‏گرفت و هميشه به ياد خدا ذکر مي‏گفت.

 

صدقات بسياري داشت که در شبهاي تاريک به خانه‏هاي محتاجان مي‏برد. تابستان روي حصير و زمستان روي پلاس مي‏نشست. [1] .

 

ابراهيم بن عباس مي‏گويد: «فمن زعم انه راي مثله في فضله فلا تصدقه» [2]  اگر کسي گمان کند که در فضيلت مانند امام رضا عليه‏السلام را ديده است، او را تصديق نکن.

 

او داراي کمال و فضايل نفساني بود و مقام او از لحاظ صبر و شيکبايي، سخاوت و بخشش و علم و عمل در بالاترين مرتبه بود. او از نشانه و آيات آشکار خداوندي بود. 

 

آيه‏اي از آيت حسن خدا دارد رضا 

جلوه‏اي از جلوه‏هاي کبريا دارد رضا 

شد ملقب بر رضا و در زمين و آسمان 

بر رضاي خالقش چونکه رضا دارد رضا 

در مقام حکمت و عصمت بسان جد خويش 

مادري چون مادر خيرالنساء دارد رضا 

طور سينا ديده است، در عمر خود يک جلوه‏اي 

در سنا بادش هزاران جلوه‏ها دارد رضا 

هر چه مي‏خواهي طلب کن از حريم قدس او

چون به مزجاة بضاعت هم عطا دارد رضا 

چون شود مأيوس از فيض حريمش زايري 

بخشش و لطف و عطا بي‏انتها دارد رضا

رو به پابوسي او مجموعي در هر وقفه‏اي 

زايرش را چون هزاران اجرها دارد رضا [3] .

پی نوشته ها :

[1] اعلام الوري، ص 328.

[2] عيون اخبار الرضا، ج 2 ص 184.

[3] شعر از حجة الاسلام و المسلمين شيخ رحيم مجموعي.