جزئیات کامل حرم امام رضا (ع)

 

 

جزئیات کامل حرم امام رضا علیه السلام - تهیه شده توسط پایگاه نسیم رضوان

 

حرم مطهر :

حرم مطهر قدیمی ترین بخش اماكن متبركه آستان قدس رضوی است. قسمتهای مختلف بنا و تزئینات داخل حرم در طول قرون گذشته به دلایلی بازسازی و مرمت شده است. اما پایه های اصلی بنا، همان پایه های اولیه است.

 

 

برای مشاهده جزئیات كامل به ادامه مطلب مراجعه شود . 

ادامه نوشته

گالری تصاویر رضوی

گالری تصاویر رضوی

برای ورود به تصاویر هر بخش کلیک کنید .

    

    

    

نمونه‏ هايي از کردار و رفتار امام رضا

نمونه‏ هايي از کردار و رفتار امام رضا

>عبادت و بندگي

>سجده‏هاي طولاني

>عبادت امام هشتم در زندان سرخس

>تلاوت قرآن

>نماز اول وقت در همه حال

>بي‏ اعتنايي حضرت رضا به شيعه‏ نماها

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شفاي پاي خشکيده به برکت حضرت رضا

شفاي پاي خشکيده به برکت حضرت رضا

صاحب کتاب کرامات رضويه، از سيد اسماعيل، معروف به حميري، مؤلف کتاب آيات الرضويه نقل نموده است: روز هشتم ماه جمادي الاولي سال 1334 قمري، پاي خشکيده‏ي مردي عافيت داده شد. 

سيد مذکور نقل فرموده است: کربلائي رضا، پسر حاج ملک تبريزي الاصل و کربلائي المسکن گفته است: من از کربلا به عزم زيارت حضرت علي بن موسي صلي الله عليه و اله رو به راه نهادم تا به ايوان کيف (که فعلا ايوانکي مي‏گويند) رسيدم و آن اسم منزل اول از تهران به جانب مشهد رضوي بود در آن منزل مبتلا به تب لرز گرديدم و چون خوابيدم و بيدار شدم پاي چپ خود را خشک يافتم. از اين جهت در همان ايوان کيف دو ماه توقف نمودم که شايد بهبودي حاصل شود ولي نشد و هر چه از نقد و غيره داشتم تمام شد و از علاج نيز مأيوس شدم. 

پس با همان حالتي که داشتم برخواستم و دو عدد چوبي را که براي زير بغل‏هاي خود فراهم کرده بودم و بدان وسيله حرکت مي‏کردم زير بغل‏هاي خود گرفته، رو به راه گذاشتم. 

گاهي بعضي از مسافرين که مي‏ديدند من با آن حال به زيارت امام هشتم عليه‏السلام مي‏روم ترحم نموده مقداري از راه مرا سوار مي‏کردند تا بالاخره پس از شش ماه در روز هفتم جمادي الاولي نزديک به غروب وارد مشهد مقدس شدم و شب را در بالا خيابان به سر بردم. روز بعد با همان چوب‏هاي زير بغل رو به آستان قدس رضوي نهاد و نزديک بست امام به حمام رفتم و عمله جات حمام مهرباني کرده و از حالم مواظبت نمودند تا غسل نموده و بيرون آمده و روانه شدم تا به صحن عتيق رسيدم و در کفشداري چوب زير بغلم لرزيد و بر زمين افتادم. 

پس با دل سوزان و چشم گريان ناليدم و عرض کردم: اي امام رضا! مرادم را بده! آن گاه به زحمت برخواسته، چوب‏ها را در کفشداري گذاشتم و خود را بر زمين کشيده تا به حرم مطهر مشرف گرديدم و طرف بالا سر شريف،گردن خود را با شال خود به ضريح مقدس بسته و ناليدم و گفتم: اي امام رضا! مرادم را بده! 

به قدري ناله کردم که بي حال شدم و خوابم برد. در خواب فهميدم کسي سه مرتبه به پاي خشکيده‏ي من دست کشيد نگاه کردم سيد بزرگواري را ديدم که نزد سر من ايستاده و مي‏فرمايد: «برخيز، کربلائي رضا! پايت را شفا داديم!» 

من اعتنايي نکردم، گو اين که سخن او را نشنيده‏ام. ديدم آن شخص رفت و برگشت و باز فرمود: «برخيز، کربلائي رضا که پاي تو را شفا داديم!» عرض کردم: چرا مرا اذيت مي‏کني؟ مرا به حال خود بگذار و پي کار خود برو. 

پس تشريف برد و بار سوم آمد و فرمود: «برخيز، کربلائي رضا که پاي تو را شفا داديم!» 

اين مرتبه عرض کردم: تو را به حق خدا و به حق پيغمبر و به حق موسي بن جعفر، کيستي؟ فرمود: «منم امام رضا عليه‏السلام!» 

تا اين سخن را فرمود من دست خود را دراز کردم تا دامن آن حضرت را بگيرم. بيدار شدم در حالتي که قدرت بر تکلم نداشتم. 

با خود گفتم صلوات بفرست تا زبانت باز شود.پس شروع کردم به صلوات فرستادن و ملتفت شدم که پاي خشکيده‏ام شفا داده شد و از هنگام ورود به حرم تا آن وقت تقريبا نيم ساعت بيشتر نگذشته بود. [کرامات رضويه، ص 93 و 94]

امام رضا و ولايت عهدي

امام رضا و ولايت عهدي

ما مواجه با يک حادثه‏ي مهم تاريخي هستيم که افکار عمومي را به خود مشغول نموده و تمام دواير سياسي را متحير کرده است. حادثه اين است مأمون، امام رضا عليه‏السلام را به عنوان وارث مسلم بعد از خود معين کرد. اين دلالت مي‏کرد که خلافت از عباسيان اخذ شده و به دست مخالفين آنها يعني علويان داده خواهد شد. اين موضوع مردم را متحير کرد و آنها از يکديگر مي‏پرسيدند: چگونه سياست عباسيان که از اول حکومتشان تاکنون آن را دنبال مي‏کردند به اين سياست مخالف تغيير کرده است؟ آنها از يکديگر چنين سؤالي مي‏کردند براي اينکه بني‏عباس علويان را نابود کردند و آنها را زنده‏زنده دفن نمودند، و فرزندان آنها را در دجله غرق مي‏کردند و انواع هلاکت را درباره‏ي آنها را به کار مي‏بردند. 

مردم و تاريخ مي‏دانستند که مأمون و از اين خاندان (عباسي) است که با اهل‏بيت پيامبر عليهم‏السلام ستم کردند، بنابراين براي او ممکن نبود رفتار ديگري غير از رفتار اجدادش در پيش گيرد يا از گرايشهاي ضد علوي منحرف شود. او با بغض و دشمني با علويان رشد کرده و تربيت شده بود. جدش منصور و پدرش رشيد همه‏ي راههايي را که بتواند علويان را نابود کند در پيش گرفتند. آنها همه‏ي ارگانها سياسي و اقتصادي حکومت خود را براي محو مقام علويان و اهميت آنها به کار گرفتند و براي دور کردن آنها از صحنه‏ي سياست در دنياي عرب و اسلام از هيچ کاري دريغ نورزيدند. 

عباسيان مخالف علويان بودند، اما چرا مأمون چنين تغيير ناگهاني در سياستش به وجود آورد و از نقشه و منش پدارنش عدول نمود؟ چرا او امام رضا عليه‏السلام را به عنوان جانشين بعد از خودش تعيين کرد؟ و چرا امام رضا عليه‏السلام اين وليعهدي را با علم به انحراف مأمون و با علم به کينه و بغض او نسبت به اهل‏بيت عليهم‏السلام پذيرفت؟ و اين چيزي است که ما درباره‏ي آن ذيلا بحث مي‏کنيم. 

 

» انگيزه‏ي مأمون

» نامه‏ ي فضل بن سهل به امام

» نظر امام

» فرستادگان مأمون به نزد امام

» وداع امام رضا با قبر پيامبر

» امام به خانواده‏اش دستور داد که براي او گريه کنند

» انتصاب امام جواد به امامت

» در خانه‏ ي خدا

» به سوي خراسان

» در نيشابور

» حديث ذهبي

» به سوي طوس

» استقبال مأمون از امام

» درخواست مأمون از امام براي عهده‏دار شدن خلافت

» توجيهات ادعاهاي مأمون

» دروغ بودن توجيهات او

» پيشنهاد ولايت عهدي به امام

» مأمون امام را مجبور کرد

» شرايط امام

» متن سند وليعهدي

» محتويات مدارک ولايت عهدي

» محتويات نوشته ‏ي امام رضا

» بيعت براي امام

» چگونگي بيعت

» امام خبر مي‏دهد که اين امر تمام نمي‏شود

» خطبه‏ ي مأمون

» خطبه‏ ي امام رضا

» خطبه‏ ي عباس

» کساني که با امام بيعت نکردند

» اجراي حکم اعدام درباره‏ي آنها

» مقررات مهم

» ازدواج امام با دختر مأمون

» بيعت براي امام در تمام شهرها

» کساني که از امام انتقاد کردند

» عيب گرفتن از مأمون

» خلع مأمون

» بيعت براي ابراهيم بن شکله

» نامه‏ي مأمون به عباسيان