فضایل و سیره‏ی امام رضا در آثار علامه حسن زاده آملی

 

فضایل حضرت امام رضا  

 

» مدیحه‏ای در شأن امام

» ازدواج حضرت رضا با ام‏الفضل

» دربانی امام رضا

» ستایش امامی از امام دیگر

» کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‏اند

» خوشه انگور زهرآگین

» نرم گشتن بندهای آهن

» اخلاق امام

» احترام به مردم

مدیحه‏ای در شأن امام

ابن‏خلکان شافعی اشعری، در تاریخش می‏گوید: 

«مأمون، دخترش ام‏حبیب را در سال دویست و دوم (هجری) به عقد ایشان [امام رضا علیه‏السلام] درآورد و او را ولی‏عهد خویش کرد و نامش را بر دینار، منقوش. 

سبب بروز چنین اقدامی از مأمون آن بود که روزی در شهر مرو، اولاد عباس را از زن و مرد و کوچک و بزرگ که تعداد نفراتشان، سی‏هزار نفر بود گرد آورد. علی (بن موسی) را نیز دعوت نمود و در جایی نیکو منزل داد و خواص اولیا را جمع کرد و خبر داد که در اولاد عباس و نیز علی بن أبی‏طالب علیه‏السلام نظر افکنده‏ام و کسی را بهتر و محقتر به امر ولایت، از علی بن موسی الرضا علیه‏السلام نیافته‏ام.

پس برای ولایت‏عهدی‏اش از آنان بیعت گرفت و امر کرد پرچم‏های سیاه را کنار گذاشته، رنگ سبز جایگزینش کنند... 

ابونواس در مدح آن امام علیه‏السلام می‏گوید: 

 

قیل لی انت أحسن الناس طرا

فی فنون من المقال النبیه‏

لک من جید القریض مدیح‏

یثمر الدر فی یدی مجتنیه‏

فعلی ماترکت مدح ابن‏موسی‏

و الخصال التی تجمعن فیه‏

قلت لا استطیع مدح امام‏

کان جبریل خادما لابیه‏

 

سبب آن که ابونواس، این ابیات را سرود، آن بود که بعضی از اصحابش او را گفتند: از تو وقیح‏تر ندیده‏ایم، زیرا درباره‏ی هر معنا و طربی حتی شراب شعر گفته‏ای، ولی در مدح علی بن موسی الرضا علیهماالسلام که معاصر توست هیچ نگفته‏ای! 

ابونواس پاسخ داد: به خدا قسم که من این کار را تنها از جهت احترام و تعظیم ایشان ترک گفته‏ام؛ زیرا چون من را شایستگی مدح او نیست! سپس، بعد از ساعتی، اشعار مذکور را سرود.» [1] . 

ازدواج حضرت رضا با ام‏الفضل

مأمون چون علی‏رغم سن اندک حضرت ابوجعفر علیه‏السلام، فضل و بلوغ ایشان را در علم و حکمت و ادب ملاحظه کرد، به شعف آمد و دریافت که او چنان در عقل، کامل است که احدی از مشایخ آن دوران به پایش نرسد؛ بنابراین، دختر خود، ام‏الفضل را به عقدش درآورد و او را همراه ایشان به سوی مدینه گسیل داشت. و مأمون بسیار بر حضرت، اکرام و تعظیم می‏کرد و قدر و منزلت ایشان را اجلال می‏نمود. [2] . 

دربانی امام رضا

فخر رازی می‏گوید: «ابویزید بسطامی افتخار می‏کرد که سقای خانه جعفر بن محمد صادق علیهماالسلام بود، و معروف کرخی به دست ابوالحسن، علی بن موسی علیهماالسلام اسلام آورد و تا وقتی که زنده بود، سمت دربانی خانه‏ی او را برعهده داشت. [3] . 

ستایش امامی از امام دیگر

مفید در ارشاد از حضرت ابوالحسن، امام موسی علیه‏السلام نقل می‏کند که ایشان فرمود: 

«پسرم علی، بزرگترین فرزندم می‏باشد و او برگزیده‏ترین و محبوب‏ترین آنها نزد من است. او همراه من در جفر می‏نگرد که کسی این کار را نمی‏کند مگر آن که پیامبر و یا وصی پیامبری باشد.» [4] . 

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‏اند

بعضی از دریانوردان در نزد «معروف» از طوفان و آشوب دریا شکایت کردند، «معروف» به آنان گفت: هرگاه دریا آشوب شد، او را به سر «معروف» سوگند دهید، آرام می‏شود! 

به دستور عمل کردند و بهره‏مند شدند. 

امام رضا علیه‏السلام به «معروف» فرمود: «این مقام را از کجا به دست آورده‏ای؟» 

عرض کرد: مولای من! سری که عمری در آستانه ولایت شما فرود آمده است، او را در نزد خداوند این حد قدر نباید باشد؟! [5] . 

خوشه انگور زهرآگین

مأمون خلیفه باغبانی داشت که باغ انگور او را رونق دادی، و گوش تاک‏ها را به خوش‏های انگور گوشواره‏های لعل نهادی، همیشه امام رضا علیه‏السلام پیش باغبان رفته، زنهار و الف زنهار این خوشه انگور که در این تاک است مفروش، و ثمن آن را مگیر، که نصیب من خواهد بود، و از آن جا مرا درجات خواهد فزود، که بر او ظاهر بود که در آن خوشه انگور زهر خواهند نهاد، و بخورد وی دهند که آن باعث شهادت و میوه‏ی پرحلاوت او گردد، و از آن تاک درجات عقبا و پایه‏ی اعلا حاصل نماید، آخرالامر مأمون (علیه اللعنه) بدان انگور پرزهرش به درجه شهادت رساند. [6] . 

 

انگور زهرخورده چه دادی تو با امام‏

میخانه کعبه‏ساز و وضو از شراب کن‏

نرم گشتن بندهای آهن

یکی از محبان امام رضا علیه‏السلام را بعد از شهادت وی حبس نمودند، و زنجیر گران بر گردن و پایش نهادند، و او را در خانه‏ای که حبس نموده بودند آتش زدند، که دایم مناقب امام گفتی، و درهای مدح اولاد رسول سفتی، بعد از امر سوختن خانه چون آن فقیر بی‏گناه از این حال آگاه شد مناجات نمود که یا رب به حق آن امامی که از انگور زهرآلود چهره به باغ شهادت گردآلود کرد، و به حق رضای آن رضا که به تقدیر تو موافق گشته و به داغ دوری فرزندان و مفارقت جان راضی شد، مرا از این بندن گران خلاصی ده، و آتش سوزان را به محبت اولاد خلیل خود بر من گلستان کن، همان دم به کرم مجیب دعوة المضطرین (الدعاء) بندهای آهن چون موم نرم گشت، و از آن آتش بلا به خاک جسم آب محبت زده، چون باد از آن ورطه خلاص شد که به یک سر موی وی مضرت نرسید. [7] . 

اخلاق امام

ابن ابی‏الحدید معتزلی یکی از علمای بزرگ اهل سنت می‏گوید: 

علی بن موسی الرضا علیه‏السلام داناترین، باسخاوت‏ترین و بزرگوارترین مردم از جهت اخلاق و رفتارهای انسانی بود. [8] . 

احترام به مردم

ابراهیم بن عباس می‏گوید: 

هرگز ندیدم که امام رضا علیه‏السلام با سخن خود کسی را برنجاند و سخن کسی را قطع کند، تا اینکه سخن خود را تمام بکند، و هرگز حاجت کسی را که توان ادای آنرا داشت رد نمی‏کرد. [9] . 

 

پی نوشته ها :

[1] رساله‏ی امامت، ص 205.

[2] رساله‏ی امامت، ص 214.

[3] رساله‏ی امامت، ص 206.

[4] رساله‏ی امامت، ص 206.

[5] مجموعه‏ی مقالات، ص 158.

[6] هزار و یک کلمه، ج 2، ص 354.

[7] هزار و یک کلمه، ج 2، ص 356.

[8] شرح نهج‏البلاغه، 291:15.

[9] عیون اخبار الرضا، 197:2، بحارالانوار، 90:49 ح 4.