معرفي اسلام خالص

در ضمن اين گفتار پس از آن که از:

- نماز و سفارش درباره‏ي اين که اول وقت خوانده شود،

و نيز از نماز جماعت و شرايط لازم الاجرا،

- بعضي مقررات مربوط به امر خانواده.

- احترام والدين و لزوم اطاعت آنان مادام که در آن نافرماني خدا نباشد.

- و نيز بعضي از وظايف پدر و مادر در مورد فرزندان را مورد توجه قرار مي‏دهد و سپس به مسأله جبر و اختيار اشاره‏اي کرده و مي‏فرمايد:

- لا نقول بالجبر والتفويض،

- لا يعذب الله الاطفال بذنوب الآباء.

- لا ترز و ارزة وزر اخري.

- لا يفرض الله علي الناس طاعة من يعلم انه يضلهم و يغويهم.

خلاصه‏ ي ترجمه:

- ما (به عنوان مسلمان و شيعه) نه قائل به جبر و سلب اختيار بندگان در کارهاشان هستيم.

و نه اين را پذيرفته‏ايم که از تمام جهات، کارها

به آنان واگذار شده باشد.

(بلکه امري بين اين دو را قبول کرده‏ايم)،

- از نظر ما فرزندان به گناه پدران مورد عذاب و سرزنش قرار نمي‏گيرند.

و بار کسي را ديگري بر دوش نمي‏گيرد.

براي آدمي چيزي جز آن چه در راه آن کوشش کرده است نخواهد بود.

خدا فرمانبرداري کسي را که مي‏داند او مردم را گمراه مي‏کند واجب نکرده و نخواهد کرد...

و به دنبال آن يک سلسله بيزاريها و مراقبت‏ها را از لوازم اسلام خالص شمرده و به عنوان آثار ايمان معرفي مي‏کند، بدين ترتيب:

الايمان: هو اداء الامانة و اجتناب جميع الکبائر.

- البراءة من الذين ظلموا آل محمد.

- من الناکثين و القاسطين والمارقين.

- البراءة ممن نفي الاخيار و شردهم:

و آوي الطرداء اللعناء.

و جعل الاموال دولة بين الاغنياء،

و استعمل السفهاء (مثل معاويه و عمر و عاص).

- البراءة من اتباعهم

و من اهل الاستيثار

 

خلاصه ترجمه:

ايمان: عبارت است از اداء امانت و دوري از تمام گناهان بزرگ...

- بيزاري و دوري از آنان که درباره‏ي آن محمد ستم

کردند که عبارتند از:

- نقض کنندگان تعهدات، (ناکثين)

- جور کنندگان و روگردانان از عدل، (قاسطين)

- تفرقه اندازان گمراه، (مارقين)

- بيزاري از آنان که نيکان را مورد نفي قرار دادند آنان را از شهر و ديار خود دور، از شغل متناسب محروم نموده، تار و مارشان کردند. و به جاي آنان که شايستگي کامل براي اداره امور را دارند، عده‏اي را که بايستي رانده شوند و مورد لعن و نفرين‏اند در دستگاه خود قرب و منزلت و جايگاه و پايگاه دادند. - بيزاري و نفرت از کساني که ثروتهاي جامعه را در انحصار عده‏اي از اغنياء قرار دادند و مشتي سفيه و هوي‏پرست را به کارها گرفتند (از قبيل معاويه و عمر و عاص).

- بيزاري و دوري از پيروان ايشان و از کساني که خود و بستگان خود را بر ديگران ترجيح داده و هر مزيت و منفعتي را به خود منحصر کرده و مانع رشد ديگران شده‏اند.

و از ابي‏موسي اشعري‏ها، کساني که که از آن گروه و دوستدار آن روشن‏اند. آنان اغفال شدگاني هستند که تلاش آنان در زندگي دنيا منحصر به جهات سطحي و غير انساني است و چنان گمان مي‏کنند که کارهاي آنان در دنيا درست است و اعمال آنان پسنديده است.

بيزاري از آنچه به منظورهاي پليد مورد توجه قرار داده شده و يا بازيچه و وسيله‏ي سرگرمي‏هاي گمراه‏کننده قرار گرفته‏اند.

پيشوايان گمراهي، علمداران ستم‏کاري، همه‏ي آنان چه آنان که ابتدا و در اوايل بوده‏اند و چه آنان که هستند و يا بعدها پيدا خواهند شد.

دوستي و رعايت اميرمؤمنان علي و آنان که بر تربيت و روش و هدف پيامبرشان راه خود را ادامه دادند و اسلام را تغيير و تبديل ندادند.

همانند سلمان و اباذر و مقدار و عمار و...

و دوستي پيروان آنان و کساني که بر مبناي همان راه راهروي کردند و رويه آنان را (به تناسب خود و محيطشان) دنبال کردند که رضاي خدا بر آنان باد. [1] .

 

پی نوشته ها :

[1] در اين جا امام عليه‏السلام نام عده‏اي از مسلمانان فداکار دوره‏ي اول اسلامي را ذکر مي‏کند که شايسته است همه‏ي مسلمانان از تاريخچه‏ي زندگي و فداکاري آنان با اطلاع باشند و استقامت و همت آنان را سرمشق زندگي خود قرار دهند و اميد است در اين زمينه نوشته‏هاي متناسبي تهيه شده و در دسترس قرار گيرد.