کلمات قصار امام رضا در باب اخلاق و تربيت اسلامي

ارزش موعظه‏ها و سخنان حکمت آميز در اين است که از منابع اصيل و از سر چشمه‏هاي پاک و ناب جاري شده باشد تا در دلها سرازير شود و تخم محبت و خوبي و نيکوکاري را در آن بروياند و ريشه‏هاي بدي و تباهي و دشمني را از آن برکند. 

انساني که مي‏خواهد روح خود را کمال بخشد، بايد به موعظه‏اي گوش فرا دهد که او را به پرورگارش نزديک سازد و ايمان را در دل او استوار و ريشه‏دار کند. اين کلمات حکمت آموز است که در ژرفاي وجود انسان نورانيت و هدايت پديد مي‏آورد و بر اثر آن خير و مهرباني از وجود او تابيدن مي‏گيرد. 

سخنان امام (ع) لبريز از ايمان و سرشار از نتايج سودبخش است و از آنان فروغ حکمت مي‏درخشد. 

امام (ع) به منظور تحکيم مباني اخلاقي و تقويت اصول عالي تربيتي و روش صحيح ديني و هم چنين براي برخي اهداف و آرمان‏هاي انساني درباره‏ي همبستگي و مسئوليت‏هاي مشترک اجتماعي سخناني بيان فرموده است. همان آرزوها و نظرياتي که هر انسان مسلمان که مي‏خواهد به اصول و مبادي اسلام متعهد باشد، لازم است آنها را در زندگي خود به کار بندد، زيرا همين اصول و تعاليم توانست جامعه‏ي ستم پيشه دوره‏ي جاهليت را به جامعه‏ي سرشار از فضيلت و محبت و برابري و دادگري مبدل سازد. ائمه (ع) بر سر نهضت علمي خود به شهادت رسيدند. پس بايد انديشه‏ي آنان را رواج داد. بايد علوم آنان را بياموزيم و به ديگران ياد دهيم زيرا مردم با ديدن تعاليم زيباي آنان راهشان را ادامه مي‏دهند. 

امام (ع) مربي بزرگ علم اسلامي در زمان خود بود و براي تربيت و تهذيب مسلمين کوشيد اکنون بعضي از سخنان حکمت آميز او را در اين جا مي‏آوريم و جان و روح خود را با خواندن آنها صفا و روشني مي‏بخشيم و با به کار بستن اين گوهرهاي تابناک به خداوند تقرب مي‏جوييم. 

و قال (ع): «صاحب النعمة يجب أن يوسع علي عياله.» [1]  (بر دارنده‏ي نعمت واجب است که زندگي خانواده خود را گشايش دهد). 

و قال (ع): «من أخلاق اينبياء التنظف.» [2]  (پاکيزگي از اخلاق پيامبران است). 

و قال (ع): «ثلاث من سنن المرسلين: العطر، و احفاء الشعر، و کثرة الطروقة.» [3]  (سه چيز از سنت‏هاي پيامبران است: عطر و اصلاح مو و خلوت گزيدن بسيار با همسر). 

و قال (ع) «لم يخنک الأمين و لکن ائتمنت الخائن.» [4]  (امين به تو خيانت نورزد، بلکه تو به خيانت‏گر اطمينان نموده‏اي). 

و قال (ع): «اذا أراد الله أمرا سلب العباد عقولهم؛ فأنفذ أمره و تمت ارادته، فاذا أنفذ أمره رد الي کل ذي عقل عقله، فيقول: کيف ذا؟ و من أين ذا؟» [5]  (آنگاه که خدا انجام کاري را خواهد، خرد را از بندگانش بردارد و کارش را عملي سازد و خواسته‏اش به اتمام رسد و پس آنگاه که کارش را به انجام رسانيد خرد هر صاحب خرد را به او برگرداند، پس او خواهد گفت: چگونه اين طور شد؟ و از کجا شد؟) 

و قال (ع): «ما من شي‏ء من الفضول الا و هو يحتاج الي الفضول من الکلام.» [6]  (هر افزون خواهي، بي شک زياده گوي است). 

و قال (ع): الأخ الأکبر بمنزلة الأب.» [7]  (برادر بزرگتر در مقام پدر باشد). 

«و سئل (ع) عن السفلة فقال: من کان له شي‏ء يلهيه عن الله.» [8]  از امام رضا (ع) درباره‏ي فرو مايگي پرسيده شد. امام (ع) فرمود: (هر کس که چيزي داشته باشد که از خدا بازش دارد). به عبارت ديگر آدم فرو مايه کسي است که به چيزي جز خدا خويش را سرگرم کرده است. 

«کان اذا أراد أن يکتب تذکرات حوائجه کتب: «بسم الله الرحمن الرحيم»، أذکر ان شاء الله، ثم يکتب ما يريد.» [9]  (امام رضا (ع) هر گاه که مي‏خواست نيازهايش را يادداشت کند، اين گونه مي‏نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم»، اگر خدا خواهد به ياد مي‏آورم و آن گاه هر چه مي‏خواست مي‏نوشت). 

و قال (ع): «اذا ذکرت الرجل و هو حاضر فکنه و اذا کان غائبا فسمه» [10]  (اگر در حضور مردي بودي کنيه‏ي او را بگو و چون آن مرد غايب باشد، اسمش را بگو). 

و قال (ع): «ان الله يبعض القيل و القال و اضاعة المال و کثرة السؤال» [11]  (همانا خداوند جار و جنجال و بيهوده گويي و تباه کردن دارايي و خواهش بسيار را دشمن مي‏دارد). 

و قال (ع): «ما بعث الله نبيا قط الا بتحريم الخمر و أن يقر لله بالبداء» [12]  (هرگز خداوند پيامبري را مبعوث نفرمود مگر با حکم حرمت شراب و اقرار به بدا براي خدا). 

«عن ابي الحسن الرضا (ع) عن ابائه عن رسول الله (ص): ان الله عزوجل يبغض رجلا يدخل عليه في بيته و لا يقاتل» [13]  (امام علي بن موسي الرضا (ع) به نقل از پدر بزرگوار خود، از رسول خدا (ص) نقل مي‏فرمايد: بي شک خداي عزوجل دشمن مي‏دارد کسي را که به زور به خانه‏اش وارد شوند، و او به دفاع و جنگ برنخيزد). 

و قال (ع): «لا تدعوا العمل الصالح و الآجتهاد في العبادة، اتکالا علي حب آل محمد (ع). لا تدعوا حب أل محمد (ص)، و التسليم لامرهم اتکالا علي العبادة، فانه لا يقبل احدهما دون الآخر.» [14]  (عمل صالح و کوشش در عبادت را به اتکاي دوستي آل محمد (ص) وامگذاريد. از دوستي آل محمد (ص) و تسليم بودن در برابر فرمان آنان با تکيه بر عبادت صرف نظر مکنيد، زيرا هيچ يک از آن دو، بدون ديگري در پيشگاه الهي پذيرفته نمي‏شود). 

و قال (ع): «من اطاع مخلوقا في غير طاعة الله عزوجل فقد کفرو اتخذ الها من دون الله» [15]  (هر کس مخلوقي را در امري غير از طاعت خداي عزوجل فرمان برد، به کفر گراييده و خدايي جز خداي تعالي اختيار نموده است). 

و قال (ع): «ان الذي يطلب من فضل يکف به عياله أعظم أجرا من المجاهد في سبيل الله». (کسي که در پي به دست آوردن درآمدي براي تأمين معيشت عائله‏اش باشد، پاداشش از جهادگر راه خدا بزرگتر است). 

و قال (ع): «خمس من لم تکن فيه فلا ترجوه لشي‏ء من الدنيا و الآخرة: من لم تعرف الوثاقة في أرومته، و الکرم في طباعه، و الرصانة في خلقه، و النبل في نفسه، و المخافة لربه.» [16]  (هر کس که پنج صفت در او نيست به دنيا و آخرت او اميدي نرود: اصالت خاندان، بخشش طبع، استواري اخلاق، نجابت در نهاد و بيمناکي از پروردگار. 

«و قال (ع): ما التقت فئتان قط الا نصرالله أعظمهما عفوا.» [17]  (هرگز دو دسته رو در روي هم پيکار نکنند جز آن که خداوند گذشت کارترين آنان را نصرت دهد). 

«و قال (ع): السخي يأکل من طعام الناس ليأکلوا من طعامه، و البخيل لا ياکل من طعام الناس لئلا يأکلوا من طعامه.» [18]  (سخاوت ورز از غذاي مردم مي‏خورد تا از غذاي او بخورند و تنگ نظر از غذاي مردم نمي‏خورد تا مبادا از غذاي او بخورند). 

و قال (ع): «لا يقبل الرجل يد الرجل، فان قبلة يده کالصلاة له.» [19]  (مرد، دست مرد ديگري را نبايستي ببوسد، چرا که بوسيدن دستش همانند نماز گزاردن بر اوست). 

و قال (ع): «قبلة الام علي الفم، و قبلة الاخت علي الخد، و قبلة الآمام عن عينيه.» [20]  (بوسيدن مادر بر لب او و بوسيدن خواهر بر گونه او و بوسيدن امام ميان چشمش مي باشد). 

و قال (ع) «ليس لبخيل راحة و لا لحسود لذة، و لا للملوک وفاء و لا کذب مروءة» [21]  (براي بخيل و تنگ نظر، آسودگي و براي حسود، خوشي و لذت و براي پادشاهان، وفا و براي دروغگو، جوانمردي نباشد). 

و قال (ع): «الآستر سال بالانس يذهب المهابة.» (انس گرفتن حساب نشده (بدون تسلط بر احساسات) با مردم، شخصيت انسان را از بين مي‏برد). 

و قال (ع): «عونک للضعيف من أفضل الصدقة.» [22]  (ياري تو به ناتوان از برترين صدقه‏ها باشد). 

و قال (ع): «ان مشي الرجال مع الرجل فتنة للمتبوع و مذلة للتابع» [23]  (همانا راه رفتن مردان همراه مرد، براي پيشرو فتنه است و براي پيرو خواري). 

و قال (ع): ان في صحف ابراهيم: «أيها الملک المغرور! اني لم أبعثک لتبني البناء و لا لتجمع الدنيا و لکن بعثتک لتردعني دعوة المظلوم فاني لا اردها، و لو کانت من کافر» [24]  (اي پادشاه مغرور، من تو را برنينگيختم تا کاخ بسازي و نه براي آن که دنيا را فراهم کني، ليکن تو را برانگيختم تا دعاي مظلوم را ا من باز گرداني، زيرا من آن را اگر چه از کافري باشد، رد نمي‏کنم). 

و قال (ع): انما يؤمر بالمعروف و ينهي عن المنکر مؤمن فيتعظ، فأما صاحب سيف و سوط فلا، ان من تعرض لسلطان جائر فأصابته منه بلية لم يؤجر عليها و لم يرزق الصبر فيها» [25]  (تنها مؤمني امر به معروف و نهي از منکر مي‏شود که پند پذير باشد، نه صاحب شمشير و تازيانه، همانا کسي که با پادشاه ستمگري در افتد و از او بلايي به وي رسد، بر آن اجري نخواهد يافت و توفيق شکيبايي بر آن را هم نخواهد داشت). 

و فرمود: با سلطان با احتياط رفاقت کن و با دوست با تواضع و با دشمن هوشيارانه و با عوام با لبخند همراهي کن. [26] . 

و فرمود: مؤمن به لحاظ پدر و مادر، برادر مؤمن است. بدون ترديد ملعون است آن که برادرش را متهم کند و يا او را مغبون کند و بي شک ملعون است آن که برادرش را نصيحت نکند و يا خود را از او پنهان نمايد و يا او را غيبت نمايد. [27] . 

و فرمود: کسي که به برادر خويش در راه خدا بهره‏اي برساند، براي خود خانه‏اي در بهشت کسب کرده است. [28] . 

و فرمود: مرگ براي آرزوها، آفت و نيکوکاري براي دور انديش، غنيمت و کوتاهي و اهمال براي توانگران، مصيبت است. بخل آبرو را از ميان مي‏برد و در دوستي، ناخشنودي‏ها پديد مي‏آورد. برترين و گرامي‏ترين خوي‏ها به جا آوردن کار نيک و دستگيري ستمديدگان و تحقق آرزوي آرزومندان و فراهم آوردن اميد اميدواران است و از خوي‏هاي خوب ديگر به دست آوردن دوستان بسيار براي دوره‏ي زندگي و پس از مرگ است که بر تو خواهند گريست. 

و فرمود: آن کس که با سخن چيني مي‏خواهد به تو اظهار خير خواهي کند، آنچه از بدي و سختي در پايان خواهد ديد از تو براي او بس است. 

و در تسليت حسن بن سهل فرموده است: تبريک گفتن بر ثواب و پاداش آينده از تسليت گفتن به مصيبت حاضر بهتر است. 

و فرمود: نماز، نزديک کننده‏ي بنده‏ي پرهيزگار به خداست. [29] . 

و فرمود: سخاوت درختي است در بهشت. هر کس به شاخه‏ي آن بياويزد، داخل بهشت خواهد شد. [30] . 

و فرمود: قرآن کلام خداست. از آن نگذريد و هدايت را در غير آن طلب نکنيد که گمراه خواهيد شد. [31] . 

و فرمود: دارنده‏ي نعمت بايد رفاه زندگي را براي عائله‏ي خود گسترش دهد. 

و فرمود: هر کس خوبي‏هايي دارد به آنها ستوده شود و نيازي به خودستايي ندارد. 

و فرمود: هر کس از نظر تو درباره‏ي اصلاح حال خودش پيروي نمي‏کند، تو هم به نظر او اعتنا مکن و هر کس کاري را خودش دنبال کند، دچار لغزش نمي‏شود و اگر لغزيد بيچاره نمي‏شود. 

پی نوشته ها :

[1] تحف العقول، ص 802.

[2] بحارالانوار، ج 78، ص 335.

[3] تحف العقول، ص 802.

[4] بحارالانوار، ج 78، ص 335.

[5] تحف العقول، ص 802.

[6] همانجا.

[7] همانجا.

[8] همانجا.

[9] همانجا.

[10] همان، ص 804.

[11] همانجا.

[12] اصول کافي، ج 1، ص 204.

[13] تحف العقول، ص 804.

[14] بحارالانوار، ج 78، ص 347.

[15] همان، ص 347.

[16] همانجا.

[17] تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 472.

[18] تحف العقول، ص 809.

[19] همان، ص 815.

[20] همانجا.

[21] همانجا.

[22] همان، ص 810.

[23] تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 471.

[24] همانجا.

[25] هان، ص 472.

[26] امام علي بن موسي الرضا، ج 2، ص 139.

[27] وسائل الشيعه، ج 8، ص 563.

[28] همان، ص 565.

[29] عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 247.

[30] همان، ص 251.

[31] همان، ج 2، ص 294.