محتويات نوشته ‏ي امام رضا

اما محتويات آنچه امام رضا عليه‏السلام بر سند ولايت عهدي نوشت به شرح زير است: 

اولا، از مأمون به خاطر ارتباطش با علويان تمجيد مي‏کند، زيرا او ارتباط با آنها را از سر گرفت پس از آنکه در تنگنا و محروميت بودند از ظلم و ستم عباسيان که مي‏کوشيدند يک نفر علوي در روي زمين باقي نگذارند. قابل ذکر است که عباسيان علويان را زنده به گور مي‏کردند و در همه جا آنها را مي‏کشتند و بچه‏هايشان را در دجله مي‏افکندند تا بميرند و ديگر شکنجه‏هايي که عباسيان بر علويان روا مي‏داشتند. 

ثانيا، اشاره مي‏کند امام عليه‏السلام به قول او: «اگر به اين بر امام سرزنشي است...». امام عليه‏السلام اشاره مي‏کند به جدش اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام، دروازه‏ي شهر علم پيامبر صلي الله عليه و آله و پيشرو در حکمت او، کسي که مردم او را از منصبي که پيامبر در روز غدير خم به گردنش انداخت دور کردند و در نتيجه جامعه از اين طريق انواع مصيبتهاي مخوف و بلا را متحمل شد و خلافت به دست جنايتکاراني مانند معاويه و يزيد و مروان و وليد و منصور و غير آنها از پيشوايان ظلم و جور افتاد؛ آنها که از هيچ کوششي در ظلم به مردم کوتاهي نکردند و به زور به آنها چيزي را تسليم کردند که از آن متنفر بودند.

و امام اشاره کرد به قول: «صبر او بر پيشامدها». او اشاره مي‏کند به گفته‏ي عمر بن خطاب که بيعت ابوبکر را به عنوان يک پيشامد (فلته) توصيف کرد که خداي مسلمين را از شر آن حفظ نمود. بنابراين امام علي اميرالمؤمنين عليه‏السلام نسبت به اين پيشامد صبر کرد که خود آن را تذکرمي‏دهد و مي‏گويد: «در حالي که در چشمم خاشاک و در گلويم استخوان بود» - بر حد تعبير او - و آن به دليل ترس او از نابودي کلمه‏ي اسلام و شکست وحدت مسلمانان بود، زيرا مسلمانان هنوز نزديک به زمان جاهليت بودند و قواي دشمن منتظر شکاف بين مسلمانان براي حمله به اسلام بودند. بنابراين، اين موضوع است که امام علي اميرالمؤمنين عليه‏السلام را وادار کرد که نسبت به غاصبان خلافتش صبر کند. 

ثالثا، امام عليه‏السلام پيش خدا و مسلمين قول داد که اگر عهده‏دار خلافت شود سياستش بر اساس عدل خالص خواهد بود تا سيره‏ي جدش رسول خدا صلي الله و عليه و آله را بري مردم برگرداند، و اينکه او براي ارکان حکومتي افراد صالحي را که از خداي متعال بترسند و دنبال امر آخرت باشند و انتخاب کند. اگر امام عهده‏دار خلافت مسلمين شود تمام اين اهداف بزرگ را تحقق مي‏بخشد. 

رابعا، امام عليه‏السلام از طريق غيب خبر داد که عهده‏دار خلافت نمي‏شود و مردم از حکومتش متنعم نمي‏شود و او در جامعه و جفر که از ودايع نبوت است و در آنها علوم اولين و آخرين تا روز قيامت هست خوانده است که خلافت به او نمي‏رسد و اينکه ولايت عهدي به او داده شده خدعه و نيرنگي از طرف مأمون است.