بيعت براي امام در تمام شهرها

مأمون به تمام عمالش در همه‏ي شهرها و کشورهاي اسلامي دستور داد که براي امام رضا به ولايت عهدي از همه‏ي هموطنان بيعت بگيرند. بعضي از اين استانها به شرح زير است: 

 

>يثرب (مدينه)

>مصر

>مکه

>کوفه

 

يثرب (مدينه)

تمام طبقات مردم در مدينه با خوشي از خبر وليعهدي امام رضا عليه‏السلام استقبال کردند. حاکم مدينه عبدالجبار مساحقي پس از صدور دستور مأمون در اين باره، بسرعت به سوي مسجد پيامبر رفت به منظور گرفتن بيعت براي امام.او به منبر بالا رفت و مردم را مورد خطاب قرار داد و از جمله گفت: اي مردم، اين امري است که آرزو داشتيد و عدلي است که منتظرش بوديد و خيري است که اميد آن را داشتيد. اين علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي‏طالب سلام‏الله عليهم است. 

بيعت امام رضا عليه‏السلام مهم‏ترين و ارزنده‏ترين اميد براي امت اسلامي بود که بي‏صبرانه منتظر برگشت حکومت به امام بودند تا او بتواند عدل محض را در ميان مردم برقرار سازد، امنيت را گسترش دهد و رفاه را در ميان آنان برقرار نمايد و آنان را از ظلم و جور عباسيان رهايي بخشد. 

مصر

مأمون به «سري» حاکم خود در مصر نوشت و به او دستور داد که براي وليعهدش امام رضا عليه‏السلام بيعت بگيرد، و نامه‏ي در ماه محرم سال 202 هجري رسيد و سري به گرفتن بيعت براي امام عليه‏السلام قيام کرد. اما ابراهيم ابن‏مهدي رئيس خوانندگان بغداد اين بيعت را خراب کرد زيرا او به فرماندهان لشکر در مصر نوشت و از آنها درخواست کرد که مأمون و جانشين وي را عزل نمايند و عليه سري قيام کنند. و بعضي ازآنها به او پاسخ مثبت دادند از جمله حارث بن زرعه بن محزم در فسطاط، و عبدالعزيز وزير جروي در اسفل الارض، و سلامة بن عبدالملک ازدي طحاوي در صعيد، و سليمان بن غالب بن جبرئيل و عبدالعزيز بن عبدالرحمن بن عبدالجبار ازدي. در نتيجه آنها بر سري شوريدند و مردم را به بيعت با ابراهيم فراخواندند و عبدالعزيز ازدي را به عنوان حاکم مصر تعيين کردند. بنابراين سري با آنها جنگيد و عبدالعزيز و گروهي از خاندان او را اسير کرد، بعضي از آنها را کشت و بعضي ديگر را همراه با دختر و عبدالعزيز براي مأمون فرستاد و او دستور قتلشان را صادر کرد و بقيه به حروري رفتند براي نگهداري آنها. بدي طريق شورش متوقف شدو مردم با امام بيعت کردند. 

مکه

مأمون عيسي جلودي را به مکه فرستاد به منظور گرفتن بيعت براي امام رضا عليه‏السلام، و در مکه ابراهيم برادر امام رضا عليه‏السلام مقيم بود، و عيسي مردم مکه را به بيعت با امام رضا عليه‏السلام و پوشيدن لباس سبز فراخواند، پس استجابت کردند در حالي که خوشحال و شکرگزار بودند و به مأمون براي تحقق بخشيدن به آروز و اميدشان به اين بيعت دعا مي‏کردند. 

کوفه

اکثريت مردم کوفه خبر ولايت عهدي امام را با خوشي و مسرت استقبال کردند. مأمون گرفتن بيعت براي امام رضا عليه‏السلام در کوفه را به عباس فرزند امام موسي عليه‏السلام واگذار کرد. و ابراهيم بن عبدالحميد يکصد هزار درهم به وي داد و به او گفت: با برادرت بجنگ و مردم کوفه را براي خودت دعوت کن تا تو را اجابت کنند، و من در کنار تو هستم. عباس اين کار مهم را پذيرفت، بنابراين گروه زيادي از مردم پاسخ او را دادند. گروهي از مردم به او گفتند: اگر تو ما را براي مأمون فرا مي‏خواني و بعد از او براي برادرت، ما نيازي به دعوت تو نداريم، و اگر ما را براي برادرت يا بعضي از اهل‏بيت و خودت مي‏خواني، ما پاسخ مثبت به تو مي‏دهيم. پس عباس به آنها گفت: من شما را اول براي مأمون دعوت مي‏کنم و بعد از او براي برادرم رضا [1] . 

مردم از بيعت با امام خودداري ورزيدند و وادار کردند آنهايي را که با او بيعت کرده بودند بيعت خود را بشکنند. وقتي ابراهيم بن مهدي از امتناع مردم کوفه اطلاع يافت به فرماندهان لشکرش که در نيل اقامت داشتند تحت رهبري سعيد و ابي‏البيط دستور داد که کوفه را اشغال کنند و تمرد را در هم بکشنند. لشکر ابراهيم حرکت کرد و به قنطره نزديک دير الاعور رسيد. در آنجا به وسيله‏ي نيروي نظامي به سرکردگي علويان، علي بن محمد بن جعفر و ابوعبدالله برادر بزرگتر ابوالسرايا بازداشته شدند، بنابراين آنها با هم برخورد کردند و سرانجام لشکر ابراهيم بن مهدي پيروز شد. سپس لشکر ابراهيم به سوي کوفه پيش رفت. آنها لباس سياه پوشيده بودند و شعارشان اين بود: «اي منصور، اطاعت از مأمون نيست». کوفيان ترسيدند و نتوانستند با آنها بجنگند. بنابراين آنها نماينده‏اي به نزد فرمانده لشکر ابراهيم به منظور دادن امان به عباس و طرفدارانش فرستادند و او پاسخ مثبت به آنها داد و به آنها شرط کرد که عباس و اصحابش از کوفه خارج شوند. سپس نمايندگان به نزد عباس برگشتند و او چيزي نمي‏دانست و به او گفتند: يقينا همه‏ي پيروان تو اراذل و اوباش هستند. تو مي‏بيني که مردم مواجه با جنگ و غارت و کشتار هستند، بنابراين ما را ترک کن، ما نيازي به تو نداريم. [2] . 

در نتيجه عباس کوفه را با حزن و تأسف کامل ترک کرد. او فهميد که کوفيان از او حمايت نمي‏کنند و به تعهد و وعده‏شان با او پايبند نيستند. آنگاه لشکريان ابراهيم وارد کوفه شدند اما هيچ درگيري بين آنها و کساني که با امام به عنوان وليعهد بيعت کرده بودند رخ نداد. 

اين بود بعضي مناطقي که در آنها براي امام رضا به ولايت عهدي بيعت گرفته شد.

پی نوشته ها :

[1] تاريخ طبري.

[2] همان مأخذ.