نمونه هايي از کردار و رفتار امام رضا
نمونه هايي از کردار و رفتار امام رضا
>عبادت و بندگي
>سجدههاي طولاني
>عبادت امام هشتم در زندان سرخس
>تلاوت قرآن
>نماز اول وقت در همه حال
>بي اعتنايي حضرت رضا به شيعهنماها
عبادت و بندگي
امام رضا عليهالسلام همچون پدر و اجداد پاکش، همواره قبل از هر چيز و بعد از هر چيز، بندهي خالص خدا بود، و همه چيز را در خط بندگي خدا دنبال ميکرد، و در پرتو همين بندگي به ارزشهاي والاي انساني و مقامهاي بلند معنوي دست يافت، زهد و عبادت او، راز و نياز و مناجات و سجدههاي طولاني او، نشان ميداد که دلدادهي خدا است و رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاک خدا دارد، براي روشن شدن اين مطلب، نظر شما را به نمونههاي زير جلب ميکنم:
سجدههاي طولاني
يکي از همراهان حضرت رضا عليهالسلام در سفر خراسان ميگويد: به روستايي رسيديم، آن حضرت به نماز ايستاد، به سجده رفت آن را طول داد، شنيدم با کمال تواضع در سجده ميگفت:
لک الحمد ان اطعتک...:
«خدايا اگر تو را اطاعت کنم، حمد و سپاس مخصوص تو است، و اگر نافرماني کنم حجت و عذري برايم نخواهد بود، من و ديگران در احساس تو شرکتي نداريم، اگر به راه خطا رفتم، معذور نيستم، اگر نيکي به من رسد از جانب تو است، اي خداي بزرگوار، مردان و زنان با ايمان را در مشرق و مغرب در هر کجا که هستند بيامرز.» [1] .
عبدالسلام هروي ميگويد: وقتي که امام رضا عليهالسلام به سناباد رسيد، در خانهي حميد بن قحطبه به نماز ايستاد و پس از نماز به سجده رفت، شمردم پانصد بار گفت: سبحان الله. يعني: «خداوند از هرگونه عيب و نقص، منزه است.» [2] .
رجاء بن ضحاک سرپرست مأمورين آوردن امام رضا عليهالسلام از مدينه به خراسان، ضمن بيان مشروحي از عبادات شبانهروزي امام رضا عليهالسلام در مسير راه، ميگويد:
فو الله رأيت رجلا کان اتقي لله تعالي منه، و لا اکثر ذکرا لله في جميع اوقاته منه، و لا اشد خوفا لله عزوجل منه:
«سوگند به خدا مردي را نديدم که با تقواتر از حضرت رضا عليهالسلام باشد، و در همهي ساعات بيشتر از او به ياد خدا باشد، و بيشتر از او از خدا بترسد.» [3] .
ابراهيم بن عباس در ضمن شرح حالات امام رضا عليهالسلام ميگويد: اکثر شبها از آغاز تا بامداد، به عبادت و مناجات با خدا اشتغال داشت، بسيار روزه ميگرفت، و روزه سه روز در هر ماه را ترک نميکرد، و ميفرمود: «سه روز روزه گرفتن در هر ماه، معادل روزه گرفتن همه روزهاي سال به حساب ميآيد.» [4] .
عبادت امام هشتم در زندان سرخس
از بعضي از روايات استفاده ميشود که امام هشتم حضرت رضا عليهالسلام مدتي در شهر سرخس، زنداني و تحت نظر بوده است از جمله:
اباصلت هروي ميگويد: در سرخس به کنار خانهاي که امام هشتم عليهالسلام در آن زنداني بود رفتم، از زندانبان اجازه خواستم تا با امام ملاقات کنم.
آنها گفتند: «نميتواني با امام ملاقات کني!»
گفتم: چرا؟
گفتند: امام رضا عليهالسلام نوعا شبانهروز مشغول نماز است و در يک شبانهروز هزار رکعت نماز ميخواند، فقط ساعتي در آغاز روز، و قبل از ظهر، و ساعتي هنگام غروب، نماز نميخواند، ولي در اين ساعات نيز در محل نماز خود به مناجات و راز و نياز با خدا، اشتغال دارد.... [5] .
تلاوت قرآن
رجاء بن ضحاک ميگويد: امام رضا عليهالسلام شبها بسيار تلاوت قرآن ميکرد، هنگامي که به آيهاي ميرسيد که در آن سخن از بهشت و دوزخ به ميان آمده بود، گريه ميکرد، و از درگاه خدا تقاضاي بهشت مينمود، و ميگفت: پناه ميبرم به خدا از آتش دوزخ. [6] .
آن حضرت در سه روز يک بار تمام قرآن را تلاوت ميکرد، و ميفرمود: «اگر خواسته باشم که در کمتر از سه روز، قرآن را ختم کنم ميتوانم، ولي هرگز هيچ آيهاي را نخواندم مگر اينکه در معني آن انديشيدم، و دربارهي اينکه آن آيه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده فکر کردم، از اين رو هر سه روز، همهي قرآن را تلاوت ميکنم.» [7] .
نماز اول وقت در همه حال
در يکي از اين مجالس مناظرات امام رضا عليهالسلام، «عمران صابي» که از فحول دانشمندان بود، در مجلس حاضر شد و در حضور مأمون دربارهي توحيد خدا، با امام رضا عليهالسلام به بحث پرداخت، هر سؤالي که مطرح ميکرد، امام با استدلال محکم، جواب او را ميداد، بحث و مناظره به اوج خود رسيده بود و کاملا داغ شده بود، در همين هنگام وقت ظهر فرارسيد.
امام رضا عليهالسلام هماندم به ياد نماز افتاد و به مأمون فرمود:
الصلاة قد حضرت:
«وقت نماز فرارسيد.»
عمران صابي گفت:
يا سيدي لا تقطع علي مسألتي فقد رق قلبي:
«اي آقاي من! دنبالهي بحث و بررسي و پاسخ به سؤال مرا قطع نکن (بنشين بعد از پايان بحث، براي نماز برو)، همانا دلم سوخت و فروريخت.»
امام رضا عليهالسلام (تحت تأثير احساسات عمران صابي قرار نگرفت، و نماز اول وقت را فداي بحث و بررسي نکرد و) با کمال قاطعيت فرمود:
نصلي و نعود:
«نماز را انجام ميدهيم و بازميگرديم.»
امام رضا عليهالسلام با همراهان برخاستند، و نماز را خواندند، و پس از نماز به همان مجلس بازگشته و به بحث و بررسي ادامه دادند. [8] .
بياعتنايي حضرت رضا به شيعهنماها
جمعي از شيعيان، در آن هنگام که امام رضا عليهالسلام در خراسان بود، از بلاد دور، به خراسان رفته تا به محضر امام رضا عليهالسلام برسند، اين گروه در عين آنکه شيعه بودند، به گناهاني آلوده بودند، آنها يک ماه در خراسان ماندند و هر روز دو بار به در خانهي امام رضا عليهالسلام ميآمدند ولي دربان اجازهي ورود به آنها نميداد، سرانجام آنها توسط دربان به امام رضا عليهالسلام پيام دادند: «ما از راه دور آمدهايم اگر شما را ملاقات نکنيم، روسياه خواهيم شد، و هنگام مراجعت به وطن، در نزد مردم، شرمنده و سرافکنده ميگرديم، به ما اجازه ملاقات بده...»
دربان پيام آنها را به امام رضا عليهالسلام رسانيد، امام اجازهي ورود به آنها داد، آنها گله کردند، امام رضا عليهالسلام به آنها فرمود: «اينکه اجازه به شما ندادم، از اين رو است که شما ادعا ميکنيد شيعه حضرت علي عليهالسلام هستيد، ولي دروغ ميگوييد، شيعه علي عليهالسلام، حسن و حسين عليهماالسلام، و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و... بودند، شما مدعي هستيد که شيعهي اميرمؤمنان علي عليهالسلام هستيد، ولي در بيشتر اعمال، با آن حضرت مخالفت مينماييد....
آنها هماندم استغفار و توبهي حقيقي کردند، آنگاه امام با آغوشي باز، از آنها پذيرايي کرد و با آنها گرم گرفت، و به دربان فرمود: «آنها چند بار به در خانهي ما آمدند؟» دربان عرض کرد: «شصت بار» امام به او فرمود: «اينک شصت بار نزد آنها بيا و بر آنها سلام کن، و سلام مرا به آنها ابلاغ نما.» دربان دستور امام رضا عليهالسلام را اجرا نمود. [9] .
به اين ترتيب، امام رضا عليهالسلام با به کار بردن يکي از مراحل عملي امر به معروف و نهي از منکر (رويگرداني)، آنها را ادب کرد.
پي نوشته ها :
[1] بحار، ج 49، ص 117.
[2] عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 137.
[3] همان مدرک، ص 180.
[4] همان مدرک، ص 184.
[5] بحار، ج 49، ص 170 - عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 183 و 184.
[6] عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 182.
[7] مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 360.
[8] عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 172.
[9] اقتباس از بحارالانوار، ج 68، ص 158 و 159.