علوم واقعی و استثنایی

حضرت رضا علیه‏السلام پیشوای پاک و امامی است که دوست و دشمن، به فضل و برتری او اعتراف نموده و عظمت و کمالات او را ستوده‏اند. 

امام صادق و کاظم علیهماالسلام، آن حضرت را عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم خوانده‏اند. [1] .

مأمون با آن که اعلم خلفای عباسی بود، خود را در برابر او یک شاگرد کوچک شمرده، حقایق علمی را از آن حضرت می‏آموخت. 

بدون تردید، اکثر اطلاعات علمی و مذهبی مأمون در اثر بهره‏ها و استفاده‏هایی بوده که از مجالست و معاشرت با حضرت رضا علیه‏السلام کسب کرده است، زیرا امکان نداشت، مأمون در مجلسی با آن حضرت بنشیند و از محضرش بهره کافی نبرد. 

به همین جهت - در کمال نفاق و دورویی - می‏گفت: 

خدا مرا بعد از تو باقی نگذارد ای ابوالحسن! به خدا قسم، دانش صحیح و واقعی نزد هیچ کس، به جز خاندان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم یافت نمی‏شود. حقا که علوم پدرانت، به تو رسیده است. [2] .

امام رضا علیه‏السلام در تمام علوم، از همه دانشمندان عصر خود بالاتر بود [3]  و به همه زبان‏ها کاملا آشنا بود، [4]  با آن که مدرسه نرفته، دانشگاه بغداد و جندی شاپور و استاد و معلمی را ندیده بود. 

البته این امور، دیگران را سخت به حیرت و تعجب فرو می‏برد، لیکن برای ما گروه روشن و اصیل شیعه که آن حضرت را به دلیل عقلی و نص معتبر، امام و جانشین پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏شناسیم و به طور کلی امام را، دارای منصبی الهی و معصوم و اعلم و افضل و اکمل زمان خود و وارث علوم انبیاء و اوصیاء و مؤید به روح القدس... می‏دانیم، هیچ اعجاب و حیرت ندارد، چون نزد ما امام علیه‏السلام از طرف خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم  دارای این امتیازات است. و کسانی که فاقد این علائم و امتیازات‏اند، امام و پیشوا و حجت خدا و جانشین پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و واجب الاطاعه نمی‏باشند. 

پیغمبران و امامان، از نظر علم و دانش با دیگران فرق ندارد. آنها به دلیل ارتباط مستقیم با علم نامحدود و استفاده از وحی در جمیع علوم و فنون، استاد می‏گردند و هیچ نیازی به معلم و استاد ندارند، اما دیگران باید رنج تحصیل را بر خود هموار کرده، با سعی و کوشش، مدت‏ها مدرسه و دانشگاه رفته، علم و دانش را از استاد فرا گیرند. 

در نتیجه چون علوم انبیاء و امامان، از منبع دانش الهی سرچشمه می‏گیرد، صحیح و واقعیت دار و غیر قابل تغییر است. اما علوم انسان‏های عادی چون از افکار ناقص و محدود بشر تراوش می‏کند، تغییر و بطلان می‏پذیرد، و نقص و اشتباه در آن یافت می‏شود. 

پی نوشته ها :

[1] اثبات الهداة 28:6.

[2] عیون اخبار الرضا علیه‏السلام 202:2، باب 46.

[3] مناقب 360:4، انوار البهیه /198.

[4] عیون 228:2 باب 55 حدیث 3.