سخنان گرانقدر امام رضا علیه السلام

 

» تو خود حجاب خودی از میان برخیز

» عصمت حضرت زهرا

» حال خردمندان

» علت استواری آسمان و زمین

» حیات ویژه شهدا

» رؤیای صادق

» دعا، سلاح پیامبران

» بخشیده شده از رحمت

» بهترین شیوه‏ی زندگی

» بعد از معرفت خدا

» حکمت حمد و سوره

» مانع وقت نماز

» تأخیر نماز عمدا

» غافل از اوقات نماز

» فلسفه‏ی نماز جماعت

» رضوان خدا

» تمیز کردن مسجد

 

 

تو خود حجاب خودی از میان برخیز

از ثامن‏الائمه علیه‏السلام سئوال شد که: چرا خداوند از خلق در حجاب است؟ 

در جواب فرمود: «حجاب از بسیاری گناهان مردم است.» [1] . 

عصمت حضرت زهرا

جعفر بن محمد بن زید گوید: 

در بغداد بودم که محمد بن مندة بن مهریزد مرا گفت: آیا خواهی که به خدمت حضرت محمد بن علی الرضا علیهماالسلام رسی؟ 

گفتم: آری! 

پس بر او داخل شدیم و سلام کرده، نشستیم، حضرت گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «فاطمه علیهاالسلام، عفیف و پاک بود؛ پس خداوند آتش را بر ذریه او حرام گردانید، و این، خاص حسن و حسین علیهماالسلام است.» [2] . 

حال خردمندان

امام هشتم علیه‏السلام فرموده است: «خردمندان می‏دانند که آن چه در ماورای این نشأه عالم طبیعت است، از همین نشأه که آیت و مثال آن است دانسته می‏شود.» [3] . 

علت استواری آسمان و زمین

در روایت از حضرت ثامن‏الحجج امام رضا علیه‏السلام آمده است که: «قامت السموات و الارض بالحجة.» این حجت دلیل است که تمام آسمان‏ها و زمین از روی دلیل و برهان صورت گرفته است. هیچ کلمه‏ای از کلمات کتاب بزرگ غیرمتناهی عالم بی‏دلیل نیست. همه از روی حجت است و در هیچ وضع و حالت و نظم و نضد آن جای انگشت اعتراض کسی نیست. عقل از تماشای نظم أحسن و وحدت صنع آن سرگشته است. خلقت ما به حجت است و برای آن غرض و غایت است. [4] . 

حیات ویژه شهدا

قرآن کریم می‏فرماید: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» (169 آل عمران) با توجه به مسئله بقای ارواح پس از مرگ که در مورد همه‏ی افراد بشر صادق است، بنابراین، حیات خاصی که در آیه‏ی مذکور برای شهدای راه خدا، مطرح می‏شود به چه معناست؟ آیا چیزی غیر از بقای روح آنهاست؟ اگر چنین حیات مراد است، بنابراین، اختصاص به شهدا ندارد؟ 

استاد: البته جنبه‏ی بقای نفوس، امر عامی است، اختصاص به نفوس شهید و غیر شهید ندارد، ما برهان داریم که «عام» برقرارند و ارواح پس از بدن، باقی هستند، بنابراین، حیات شهدا یک جنبه‏ی روحی و معنوی خاصی دارد. این، یک حیات تشریفی فوق آنهاست. در همین دنیا، می‏گوییم فلانی زنده است، زندگی دارد، اما در واقع مرگ تدریجی است. 

همه «احیاء» هستند، اما آن قید «عند ربهم» احیاء را می‏خواهند، درست است که همه‏ی اشیاء عندالله محشورند، اما این یک تشریف مقامی است، اعلام رتبه‏ی وجودی شی‏ء است. 

در باب علم کتاب کافی، حدیثی از امام صادق علیه‏السلام است که: «من علم لله و عمل لله و علم لله دعی فی الملکوت عظیما» درست است که یک پشه هم عظیم است، موریانه و مورچه هم عظیمند، اما این «عظیم»، عنوان دیگری است، به هر حال، «عند ربهم» حساب دیگری است: عند ربهم یرزقون. در دنیا عندالله بودند، در آن جا هم هستند، تا در اینجا عند اللهی نشوند، آنجا عندالله نیستند، اینجا «فی مقعد صدق»اند، آنجا هم «فی مقعد صدق»اند. 

تا اینجا کس وقف حق نباشد، آنجا عندالله نیست، ریشه‏ی مقامات آنجا اینجاست. کسی ممکن است شب و روز را به سر برد و ما ندانیم چه کار می‏کند، اما عندالله است. 

آنچه که اینجا می‏فهمد به همین فهم و بینش‏اش، آنجا هم محشور است. «الدنیا مزرعه الآخرة» خوب حرفی است. هر کس اینجا هر چه کاشت، فردا همان را درو می‏کند. 

امام رضا علیه‏السلام به شخصی در روایتی که ما آن را روی منبرها می‏خوانیم فرمودند: «هر چه را دوست داری، با آن محشوری، ولو محبوب تو، سنگی باشد» ببینید چه کسی را دوست دارید، با هر کس محشوری، با هم او خواهی بود. خوشا به حال کسانی که با خدا همنشین‏اند، آنجا هم با خدا همنشین‏اند. [5] . 

دعا، سلاح پیامبران

از امام رضا علیه‏السلام نقل شده که همواره به اصحاب خود می‏فرمود: بر شما باد سلاح پیامبران، از او پرسیده شد که سلاح انبیاء چیست؟ 

فرمود: سلاح انبیاء دعا می‏باشد. [6] . 

بخشیده شده از رحمت

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«الصلوة صلة الله للعبد بالرحمة؛ 

نماز عطیه و احسانی است از طرف خداوند برای بنده، که از راه رحمت و عنایت بخشیده است.» [7] . 

بهترین شیوه‏ی زندگی

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

شیعیان و پیروان ما را به سه مسأله امتحان کنید: 

1- اهمیت به اوقات نماز، که آیا اول وقت نماز را برپای می‏دارند یا خیر؟ 

2- حفظ اسرار، یعنی در حفظ اسرار و مسایل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟ 

3- و از حیث توانمندی‏های مالی، یعنی آیا در مال خود برای برادران دینی سهمی قائلند و دست آنها را می‏گیرند یا خیر؟ [8] . 

بعد از معرفت خدا

امام رضا علیه‏السلام فرمودند: 

«اعلم ان افضل الفرائض بعد معرفة الله - جل و عز - الصلوة الخمس؛ 

بدان که افضل واجبات بعد از معرفت خدای عزوجل نماز پنجگانه است.» [9] . 

حکمت حمد و سوره

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«امر الناس بالقاءة فی الصلوة لئلا یکون القران مهجورا مضیعا؛ 

مردم به خواندن حمد و سوره در نماز به این جهت موظف شده‏اند که قرآن مجید متروک و ضایع نشود.» [10] . 

مانع وقت نماز

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«حافظوا علی مواقیت الصلوات، فان العبد لا یأمن الحوادث؛ 

مراقب وقت‏های نماز باشید (که تا وقتش فرارسید انجام دهید)؛ چرا که انسان از حوادثی که مانع انجام نماز در وقت گردد، ایمن نیست.» [11] . 

تأخیر نماز عمدا

امام رضا علیه‏السلام فرمود: «حافظوا علی مواقیت الصلوات فان العبد لا یأمن الحوادث و من دخل علیه وقت فریضة فقصر عنها عمدا متعمدا فهو خاطی؛ محافظت بر اوقات نماز کنید، پس همانا انسان از حوادث در امان نیست و کسی که وقت نماز فریضه بر او داخل شد و عمدا کوتاهی کرد، خطاکننده است.» [12] . 

غافل از اوقات نماز

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

من قوله تعالی: «ویل للمصلین، الذینهم عن صلاتهم ساهون»، یقول عن وقتهم یتغافلون؛ 

در تفسیر این آیه: «وای بر نمازگزاران، آنهایی که از نماز خویش غافلند»، می‏فرماید: ساهون آنهایی هستند که غافل از اوقات نمازهای واجب خود هستند.» [13] . 

فلسفه‏ی نماز جماعت

امام رضا علیه‏السلام فرمود: «انما جعلت الجماعة لئلا یکون الاخلاص و التوحید و الاسلاک و العبادة لله الا ظاهرا مکشوفا مشهورا؛ نماز جماعت قرار داده شده است، تا اخلاص و یگانگی و اسلام و عبادت برای خداوند آشکار، بارز و ظاهر باشد.» [14] . 

رضوان خدا

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«رضوان الله الصلواة باللیل؛ 

نماز شب، رضوان (خشنودی) خدا را به همراه دارد.» [15] . 

تمیز کردن مسجد

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«ان الجنة و الحور لتشتاق الی من یکسح المسجد او یأخذ منه القدی؛ 

بهشت و حوریان بهشتی مشتاق کسی هستند که مسجد را تمیز کند، یا آلودگی‏های آن را بگیرد.» [16] . 

 

پی نوشته ها :

[1] نامه‏ها و برنامه‏ها، ص 113.

[2] رساله‏ی امامت، ص 213.

[3] در آسمان معرفت، ص 382.

[4] معرفت نفس دفتر سوم، ص 492.

[5] در محضر استاد حسن‏زاده آملی، ص 63.

[6] مکارم الاخلاق، 270.

[7] بحارالانوار، ج 84، ص 246.

[8] خصال صدوق، ج 1، ص 103.

[9] مستدرک الوسایل، ج 1، ص 175.

[10] من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 84.

[11] بحارالانوار، ج 82، ص 20.

[12] بحارالانوار، ج 83، ص 20.

[13] بحارالانوار، ج 83، ص 20.

[14] وسایل الشیعه، ج 5، ص 372.

[15] من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 412.

[16] مستدرک الوسایل، ج 3، ص 385.