امام رضا و ولايت عهدي
امام رضا و ولايت عهدي
ما مواجه با يک حادثهي مهم تاريخي هستيم که افکار عمومي را به خود مشغول نموده و تمام دواير سياسي را متحير کرده است. حادثه اين است مأمون، امام رضا عليهالسلام را به عنوان وارث مسلم بعد از خود معين کرد. اين دلالت ميکرد که خلافت از عباسيان اخذ شده و به دست مخالفين آنها يعني علويان داده خواهد شد. اين موضوع مردم را متحير کرد و آنها از يکديگر ميپرسيدند: چگونه سياست عباسيان که از اول حکومتشان تاکنون آن را دنبال ميکردند به اين سياست مخالف تغيير کرده است؟ آنها از يکديگر چنين سؤالي ميکردند براي اينکه بنيعباس علويان را نابود کردند و آنها را زندهزنده دفن نمودند، و فرزندان آنها را در دجله غرق ميکردند و انواع هلاکت را دربارهي آنها را به کار ميبردند.
مردم و تاريخ ميدانستند که مأمون و از اين خاندان (عباسي) است که با اهلبيت پيامبر عليهمالسلام ستم کردند، بنابراين براي او ممکن نبود رفتار ديگري غير از رفتار اجدادش در پيش گيرد يا از گرايشهاي ضد علوي منحرف شود. او با بغض و دشمني با علويان رشد کرده و تربيت شده بود. جدش منصور و پدرش رشيد همهي راههايي را که بتواند علويان را نابود کند در پيش گرفتند. آنها همهي ارگانها سياسي و اقتصادي حکومت خود را براي محو مقام علويان و اهميت آنها به کار گرفتند و براي دور کردن آنها از صحنهي سياست در دنياي عرب و اسلام از هيچ کاري دريغ نورزيدند.
عباسيان مخالف علويان بودند، اما چرا مأمون چنين تغيير ناگهاني در سياستش به وجود آورد و از نقشه و منش پدارنش عدول نمود؟ چرا او امام رضا عليهالسلام را به عنوان جانشين بعد از خودش تعيين کرد؟ و چرا امام رضا عليهالسلام اين وليعهدي را با علم به انحراف مأمون و با علم به کينه و بغض او نسبت به اهلبيت عليهمالسلام پذيرفت؟ و اين چيزي است که ما دربارهي آن ذيلا بحث ميکنيم.
» امام به خانوادهاش دستور داد که براي او گريه کنند
» درخواست مأمون از امام براي عهدهدار شدن خلافت
» امام خبر ميدهد که اين امر تمام نميشود
» کساني که با امام بيعت نکردند
» اجراي حکم اعدام دربارهي آنها
» بيعت براي امام در تمام شهرها